بین الملل >>  بین الملل >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۳۸۸۰۸۲
بصیرت سیاست جدید ژاپن علیه پکن  را بررسی می‌کند

  احیای نظامی گری با ادعای مهار چین

ژاپن بر این تصور است که با افول جایگاه جهانی اروپا و نیز ضعف شدید آمریکا دوران تکیه بر متحدان پایان یافته و این کشور برای امنیت خویش نیازمند امنیت بومی محور است، لذا با چین هراسی و ادعای حمایت از تایوان این طراحی را پیش می برد.
پایگاه بصیرت / علی تتماج

ژاپن در حالی تحت فشار آمریکا و در شرایطی که با بحران اقتصادی مواجه است از سرمایه گذاری چند صد میلیارد دلاری در آمریکا خبر داده که همزمان فضایی از تنش آفرینی را در شرق آسیا در پیش گرفته است، در حالی که شواهد امر نشان می‌دهد این رویکرد بیش از آنکه برگرفته از قدرت این کشور باشد ریشه در ادامه وابستگی امنیتی و اقتصادی به آمریکا دارد که استقلال سیاسی آن را نیز تحت الشعاع قرار داده است. 

در رویکردی مغایر با رویه همگرایانه‌ای که تاکنون چین در قبال ژاپن داشته است، «سانائه تاکایچی» پس از پیروزی قاطع در انتخابات پارلمانی و کسب اکثریت در مجلس نمایندگان و انتخاب دوباره به‌عنوان نخست وزیر ژاپن، در نخستین نطق خود به چین هشدار داد. گزارش تاکایچی که پیش‌تر و در آبان ماه با اظهارات خود درباره تایوان باعث تنش در روابط توکیو و پکن شده بود، اکنون پس از پیروزی در انتخابات زودهنگام ۱۹ بهمن که پایه‌های قدرت او را تحکیم کرده است، در اولین سخنرانی پس از این پیروزی، به پکن درباره اعمال فشار هشدار داد.
تاکایچی، نخست وزیر ژاپن،  نسبت به افزایش «زورگویی» چین هشدار داد و متعهد شد که استراتژی دفاعی کشور را بازنگری، محدودیت‌های صادرات نظامی را کاهش و زنجیره‌های تأمین حیاتی را تقویت کند.تاکایچی با اشاره به گسترش فعالیت‌های نظامی چین، روابط امنیتی نزدیک‌تر این کشور با روسیه و افزایش توانایی موشک‌های هسته‌ای کره شمالی گفت: «ژاپن با شدیدترین و پیچیده‌ترین محیط امنیتی خود از زمان جنگ جهانی دوم رو‌به‌رو است.» در همین حال سانائه تاکایچی در اولین سخنرانی خود در پارلمان این کشور گفت: «اگرچه روابط ژاپن و روسیه در شرایط دشواری قرار دارد، اما موضع دولت ژاپن بدون تغییر باقی مانده و هدف ما حل مساله ارضی و انعقاد معاهده صلح است.»  این سخنان که از یک سو علیه چین و از سوی دیگر مدعی تعامل با روسیه است را می توان برگرفته از سیاست های نظامی ژاپن دانست که نشأت گرفته از تحولات جهانی است.

توکیو به دنبال نظامی گری در آشوب جهانی 

آنچه در معادلات جهانی مشاهده می شود بر یک اصل استوار است و آن اینکه بسیاری از کشورها دریافته اند که دیگر امنیت اجاره ای و تکیه بر توان حامیانی همچون آمریکا و ناتو تامین کننده امنیت نمی باشد و رویکرد بومی محور اصلی انکار ناپذیر شده است. این چرخه چنان است که پس از 80 سال اروپا نیز در اندیشه دوری از آمریکاست و خواستار توان نظامی مستقل شده است. شواهد امر نشان می‌هد که ژاپن هر چند با حضور 47 هزار نیروی آمریکایی تحت سلطه این کشور است اما به مرور به دنبال جدایی از این وضعیت است و سعی دارد تا در جهان پر آشوب امروز به احیای نظامی گری و در نهایت بازگشت به دوران امپراطوری استعماری خویش را محقق سازد. در چنین شرایطی ژاپن که ناتوان در استقلال تصمیم گیری است به دنبال بهانه‌ای برای چنین رویکردی است که رویکرد تقابلی با چین که مورد تایید آمریکا و ناتو نیز می باشد اساس این طراحی شده است. 

از یک سو ژاپن بر این تصور است که با افول جایگاه جهانی اروپا و نیز ضعف شدید آمریکا دوران تکیه بر متحدان پایان یافته و این کشور برای امنیت خویش نیازمند امنیت بومی محور است لذا با چین هراسی و ادعای حمایت از تایوان این طراحی را پیش می برد.

توکیو به دنبال بهره گیری از فضای بهم ریخته جهانی است تا در نهایت امپراطوری قدیم خود را احیا نماید که نتیجه آن دوران فجایعی بوده که در کشورهای منطقه از جمله در منچوری و کره رقم زده است.

از سوی دیگر ژاپن می داند که تحقق این مهم بدون دریافت تسلیحات از غرب امکان پذیر نیست، لذا در قالب همکاری با ناتو و طرح‌های آمریکا برای شرق آسیا در مسیر چین هراسی قرار گرفته است. به عبارتی دیگر این ادعاهای نخست وزیر ژاپن علیه ژاپن توجیهی برای بودجه چند صد میلیارد دلاری است که در حال تصویب آن است در حالی که وضعیت اقتصادی ژاپن با چالشهایی مواجه است لذا دشمن سازی از پکن ابزاری برای مقابله با اعتراضات به این بودجه نظامی است. در این میان توکیو به دنبال بهره گیری از فضای بهم ریخته جهانی است تا در نهایت امپراطوری قدیم خود را احیا نماید که نتیجه آن دوران فجایعی بوده که در کشورهای منطقه از جمله در منچوری و کره رقم زده است.

 در این میان توکیو می‌داند که توان رویارویی در دو جبهه را ندارد لذا به رغم اختلافات با روسیه بر سر برخی جزایر کوریل جنوبی، سعی در مدیریت تنش با این کشور و رسیدن به تقابل گسترده با چین است که می‌تواند شرایط شرق آسیا را با بحران‌های بسیاری مواجه سازد. این در حالی که روسیه رسما پذیرنده این دو گانه سازی نبوده چنانکه «دیمیتری پسکوف» سخنگوی ریاست جمهوری فدراسیون روسیه گفت که سطح روابط این کشور با ژاپن به صفر رسیده است. پسکوف طی نشست خبری در کرملین ضمن «غیردوستانه» توصیف کردن رویکرد ژاپن نسبت به این کشور، توضیح داد که هیچ گفتگویی بین مسکو و توکیو انجام نشده است. این مقام روس در ادامه افزود: «هیچ گفتگویی [بین دو طرف] وجود ندارد. روسیه هرگز طرفدار پایان دادن به گفتگو [با ژاپن] نبود بلکه به خواست توکیو ارتباطات قطع شد». این مواضع نشان می دهد که مکسو حاضر نیست که در سخنان ظاهری ژاپن ایفای نقش نماید و در عین آنکه در نهایت قدرت یابی ژاپن به بهانه چین یا همراهی با ناتو را تهدیدی برای آینده امنیت خود می‌داند. سخنان نخست وزیر ژاپن در نهایت مولفه‌ای است که می تواند شرایط امنیتی در شرق آسیا را با تنش مواجه سازد بویژه آنکه آمریکایی‌ها نیز این روزها از استقرار سامانه‌های موشکی در فیلیپین خبر داده‌اند که اقدامی علیه چین ارزیابی می شود.  

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات